مرتضى راوندى

234

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

طبقهء عظيم كشاورزان ، با بحران اقتصادى مواجه گرديدند و مجموع اين احوال به ورشكستگى و ضعف حكومت مركزى گراييد . اكثريت قريب به اتفاق مردم در خانه‌هاى خشت و گلى زندگى مىكردند ، كوچه‌ها غالبا تنگ و پر اعوجاج و پيچ‌درپيچ بود ، مردم به مسائل بهداشتى توجه نمىكردند ، گوشه و كنار كوچه‌ها و معابر تنگ انباشته از انواع زباله‌ها بود ، مردم به حقوق و وظايف فردى و اجتماعى خود توجه نداشتند ، ظلم زمامداران ، تجاوزات پىدرپى فئودالها و تركان غز و زورگويى غازيان و عياران و راهزنان به اكثريت مردم مجال تفكر و چاره‌جويى نمىداد . آلودگى محيط و بىتوجهى مردم به امور صحى گاه و بيگاه سبب ظهور و با و طاعون و ديگر بيماريهاى واگيردار مىشد و خرمن هستى هزاران آدمى را به باد مىداد . ريچاردن فراى مىنويسد : « در طى فرمانروايى امير نصر بود كه بخارا از مراكز مهم فرهنگ و دانش گرديد . علاوه بر خود نصر دو تن از وزيران او از مشوقين عمدهء دانشمندان و ادبا بودند ، يكى از اين دو ابو عبد اللّه محمد بن احمد الجيهانى بود كه از 301 تا 309 ه . و مجددا از سال 325 تا 328 ه . وزارت داشت ؛ كتابى در مسالك و ممالك به وى منسوب است كه از بين رفته است ، اما جغرافيانويسان متأخر اطلاعات خود را در باب سرزمينهاى غير اسلامى شمال و شرق از اين كتاب گرفته‌اند . جيهانى خود در فرهنگ و دانش بلندپايه بود ، و به نجوم و علوم و هنر توجه داشت . گرديزى آورده است كه وى در رشته‌هاى مختلف علوم تأليفات متعددى داشته است . مغز متفكر او و تحقيقاتى كه به عمل آورده است و تشويق و حمايتى كه از دانشمندان ديگر كرد ، موجب گرديد كه وى در ايام حياتش در تمام جهان اسلام مشهور گردد . وى با انعام و پاداش مشوق يكى از قديمترين و شايسته‌ترين جغرافيادانان ، يعنى ابو زيد بلخى نيز بود ، اما بلخى دعوت او را به بخارا نپذيرفت و حاضر به ترك موطن خود بلخ نگرديد . در پايان وزارت جيهانى بود كه سفير مقتدر خليفهء عباسى كه به دربار پادشاه بلغار ، در ساحل رود ولگا ، اعزام شده بود سر راه خود از بخارا گذشت . ابن فضلان سفير خليفهء عباسى در سفر - نامهء خود از جيهانى به نيكى ياد كرده و مىنويسد كه وى در سراسر خطهء خراسان به شيخ العميد مشهور بوده و اين خود دليلى بر استعمال عناوين در قلمرو سامانيان است . . . جيهانى به داشتن تمايلات شيعى ، و حتى ثنويت مانويه مظنون بوده است ولى معلوم نيست كه عزل او از مقام وزارت با چنين اتهاماتى بستگى داشته است يا نه . جانشين او ابو الفضل بلعمى بود . . . بلعمى احتمالا در دورهء امير اسماعيل از كارداران حكومت بود اما بر خلاف آنچه در بعضى از متون و مآخذ آمده مشكل بتوان قبول كرد كه منصب وزارت داشته است . . . وى مدت پانزده سال يعنى تا دو سال قبل از مرگش وزير بود . بلعمى آنچه را كه بايد سياست آزاديخواهانه و روشنفكرانهء سلفش ناميد ادامه داد . وى در شورشى كه در غياب امير و هنگام اقامت او در نيشابور ، در حدود سال 317 ه . در بخارا درگرفت ، لياقت سياسى خود را ظاهر ساخت . شورشيان كه سه تن از برادران امير نصر نيز جزو آنان بودند ، شهر را مسخر ساختند و ظاهرا بر امور حكومت تسلط يافتند . بلعمى شورشيان را بر ضد همديگر برانگيخت و بدين‌وسيله توانست